پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟

جنگ ایران و آمریکا معادله امنیتی کشورهای عربی را با پرسشی جدی روبهرو کرده است
به گزارش فردای خبر،پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس سالها یکی از مهمترین ابزارهای واشنگتن برای اعمال قدرت نظامی و حمایت از متحدان منطقهای خود بودهاند.
با این حال، گسترش تقابل با ایران نشان داده که این تأسیسات، در کنار کارکرد عملیاتی و دفاعی، میتوانند به یکی از نقاط آسیبپذیر آرایش نظامی آمریکا و کشورهای میزبان تبدیل شوند؛ مسئلهای که بحث درباره آینده حضور نظامی واشنگتن در منطقه را جدیتر کرده است.
اما یک نکته مهم؛ چرا آمریکا باید هزاران کیلومتر دورتر از خانه خود، لشکرکشی به کشورهای منطقه کرده و ملتهای منطقه را تحقیر و ضعیف نماید. میتوان گفت این پایگاهها زمینهای برای ایجاد ترس در روسای حکومتهای این کشورهاست و در مرحله دوم به اصطلاح ایجاد امنیت برای این کشورهای میزبان.
واقعیت پنهان این است که پنتاگون پس از سال ۲۰۰۲ وجوه قابل توجهی را با هدف ساخت، تجهیز و گسترش پایگاههای نظامی زمینی، هوایی و دریایی خود در منطقه خلیجفارس و مناطق نزدیک به آن اختصاص داده است که به گفته کارشناسان بزرگترین هدف آمریکا از این کار جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی ایران است؛ هدفی که نه تنها آمریکا ذرهای به آن نزدیک نشد؛ بلکه امروز حتی همین پایگاهها را هم در پی حملات کوبنده ایران در اختیار ندارد و مجبور به تخلیه بیشتر آنها شده است.
پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟
وقتی پایگاه نظامی به بخشی از میدان جنگ تبدیل میشود
پایگاه العدید در قطر، مقر مهم فرماندهی هوایی آمریکا در منطقه، و تأسیسات ناوگان پنجم نیروی دریایی این کشور در بحرین، از مراکز کلیدی عملیات نظامی واشنگتن به شمار میروند. آمریکا همچنین در کویت و امارات حضور نظامی دارد و از امکاناتی در عربستان و عمان استفاده میکند.
این شبکه، امکان استقرار نیرو، پشتیبانی لجستیکی، جمعآوری اطلاعات و اجرای عملیات را برای آمریکا فراهم میکند؛ اما همین تمرکز امکانات نظامی در نزدیکی ایران، در شرایط جنگی محدودیتهایی ایجاد میکند.
شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ نوشت که جنگ با ایران آسیبپذیری الگوی استقرار نیروهای آمریکایی در خلیج فارس را آشکار کرده است. بر اساس این تحلیل، نزدیکی پایگاهها به ایران و توان موشکی و پهپادی این کشور، حفاظت از نیروها و تجهیزات آمریکایی را با دشواری بیشتری مواجه میکند.
اهمیت این موضوع در آن است که پایگاههای نظامی، برخلاف تصور رایج از مراکز امن پشت جبهه، در یک جنگ منطقهای میتوانند خود به بخشی از معادله عملیاتی تبدیل شوند. در چنین شرایطی، آمریکا ناچار است بخشی از ظرفیت دفاعی خود را صرف حفاظت از تأسیساتی کند که اساساً برای تسهیل عملیات و افزایش قدرت حضور نظامی ایجاد شدهاند.
پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟
معمای کشورهای عربی؛ هزینه میزبانی از نیروهای خارجی
برای دولتهای عربی، همکاری نظامی با آمریکا مزایایی از جمله دسترسی به تجهیزات پیشرفته، آموزش، اطلاعات و پشتیبانی دفاعی دارد. با این حال، جنگ با ایران مسئله دیگری را نیز برجسته کرده است: میزبانی از نیروهای آمریکایی لزوماً به معنای دور ماندن از پیامدهای تقابل واشنگتن با تهران نیست.
مؤسسه خاورمیانه در تحلیلی در ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ این پرسش را مطرح کرد که آیا حضور پایگاههای آمریکا در پادشاهیهای خلیج فارس، این کشورها را وارد جنگی کرده است که در آغاز آن نقشی نداشتهاند و در تصمیمگیری درباره نحوه پیشبرد آن نیز اختیار محدودی دارند.
این مسئله بهویژه برای کشورهایی اهمیت دارد که اقتصادشان به صادرات انرژی، سرمایهگذاری خارجی، گردشگری و تجارت بینالمللی وابسته است. افزایش مخاطرات امنیتی میتواند هزینه بیمه حملونقل، فعالیت شرکتها و حفاظت از زیرساختهای حیاتی را بالا ببرد و برنامههای اقتصادی بلندمدت آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
در نتیجه، دولتهای میزبان با یک موازنه دشوار روبهرو هستند؛ از یک سو به همکاری دفاعی با آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر نمیتوانند هزینههای احتمالی قرار گرفتن در معرض حملات تلافیجویانه را نادیده بگیرند.
پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟
توان نظامی آمریکا و محدودیتهای بازدارندگی
یکی از نکات مهم در بررسی این وضعیت، تفاوت میان برخورداری از قدرت نظامی و توانایی جلوگیری از همه تهدیدهاست. آمریکا از شبکه گستردهای از پایگاهها، سامانههای دفاع هوایی و امکانات اطلاعاتی برخوردار است؛ با این حال، وجود چنین ظرفیتهایی به معنای مصونیت کامل نیروها و تأسیسات آن در برابر حملات نیست.
تحلیل مرکز استیمسون در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که جنگ با ایران، تناقض موجود در الگوی حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را برجسته کرده است: همین تأسیساتی که امکان اعمال قدرت و پشتیبانی از متحدان را فراهم میکنند، میتوانند کشورهای میزبان را در معرض پیامدهای درگیری قرار دهند؛ این مرکز در عین حال تأکید میکند که پایگاههای آمریکا همچنان کارکردهای مهمی در حوزه اطلاعات، فرماندهی، پشتیبانی و دفاع منطقهای دارند.
بنابراین، مسئله را نمیتوان به بیفایده بودن پایگاههای آمریکا تقلیل داد. موضوع اصلی این است که کارکرد دفاعی این تأسیسات تا چه اندازه میتواند هزینههای ناشی از حضور آنها در یک جنگ گسترده را جبران کند.
برای ایران نیز اهمیت این موضوع در جغرافیای منطقه و تأثیر آن بر محاسبات نظامی آمریکا نهفته است؛ نزدیکی پایگاههای آمریکایی به ایران، در کنار توان موشکی و پهپادی تهران، عاملی است که واشنگتن نمیتواند در ارزیابی هزینههای هرگونه تقابل نادیده بگیرد.
پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟
چرا کشورهای منطقه به بازنگری در ترتیبات امنیتی نیاز دارند؟
تحولات اخیر نشان داده که امنیت کشورهای عربی را نمیتوان صرفاً با تعداد پایگاهها، حجم خریدهای تسلیحاتی یا سطح همکاری نظامی با قدرتهای خارجی سنجید. کیفیت هماهنگی دفاعی، توان حفاظت از زیرساختهای حیاتی، ارتباطات دیپلماتیک و امکان مدیریت بحران نیز در این معادله نقش دارند.
گزارش مرکز پژوهشی کنگره آمریکا درباره کشورهای عربی خلیج فارس در ۳ ژوئن ۲۰۲۶ نیز به خطرات امنیتی و اقتصادی ناشی از جنگ ایران اشاره کرده و احتمال بازنگری کشورهای منطقه در روابط دفاعی و رویکردهای خود نسبت به تهران را مطرح کرده است.
برای کشورهای عربی، بازنگری در این ترتیبات الزاماً به معنای قطع همکاری با آمریکا نیست؛ بلکه میتواند شامل مطالبه تضمینهای روشنتر درباره دفاع از خاک کشور میزبان، افزایش مشارکت دولتهای منطقه در تصمیمهای نظامی و تقویت سازوکارهای جلوگیری از گسترش درگیری باشد.
در همین چارچوب، گفتوگو میان ایران و کشورهای عربی اهمیت پیدا میکند. اختلافهای سیاسی و نگرانیهای امنیتی میان همسایگان همچنان وجود دارد، اما ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثر میتواند خطر سوءمحاسبه را کاهش دهد و مانع از آن شود که هر بحران میان ایران و آمریکا به بحرانی فراگیر برای کل منطقه تبدیل شود.
پایگاههای آمریکا در منطقه؛ سپر امنیتی یا نقطه ضعف میزبانان؟
امنیت خلیج فارس؛ مسئلهای فراتر از حضور نظامی آمریکا
پایگاههای آمریکا همچنان بخشی از ساختار امنیتی منطقه هستند، اما جنگ با ایران نشان داده است که حضور نظامی خارجی بهتنهایی نمیتواند همه خطرات را از کشورهای میزبان دور کند. هرچه تقابل میان واشنگتن و تهران گستردهتر شود، پیوند میان تصمیمهای نظامی آمریکا و هزینههای امنیتی و اقتصادی کشورهای عربی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای ایران، این وضعیت ضرورت توجه به امنیت منطقهای و گفتوگو با همسایگان را برجسته میکند؛ رویکردی که در صورت همراهی با اقدامات عملی و احترام متقابل به حاکمیت کشورها، میتواند زمینه کاهش تنش را فراهم کند.
مسئله اساسی برای کشورهای عربی این است که چگونه از مزایای همکاری دفاعی با آمریکا بهره ببرند، بدون آنکه امنیت و ثبات اقتصادی خود را به تصمیمهایی گره بزنند که کنترل کاملی بر آنها ندارند. جنگ ایران این پرسش را از سطح یک بحث نظری به مسئلهای عملی در محاسبات امنیتی منطقه تبدیل کرده است.