عراق در دوراهی اطاعت از آمریکا یا تجارت با ایران

تعطیلی گذرگاه الشیب و گزارشها درباره فشار واشنگتن بر بغداد، نگرانیها از محدودیت تجارت زمینی ایران را افزایش داده است.
به گزارش فردای خبر- گزارش خبرگزاری فرانسه از فشار آمریکا بر دولت عراق برای بستن گذرگاههای بیشتری با ایران، از احتمال انتقال بخشی از این فشارها به مرزهای زمینی حکایت دارد. بر اساس این گزارش، مقامهای سیاسی عراق از درخواست واشنگتن برای محدودکردن گذرگاههای مرزی سخن گفتهاند.
گذرگاه الشیب که در سمت ایران با مرز چذابه ارتباط دارد، از مسیرهای مهم رفتوآمد مسافران و انتقال کالا میان دو کشور است. مقامهای عراقی علت تعطیلی آن را بازبینی ترتیبات امنیتی و مشکلات فنی و لجستیکی اعلام کردهاند.
بنابراین، هرچند گزارشهایی درباره فشار آمریکا منتشر شده، نمیتوان تعطیلی این گذرگاه را صرفاً و بهطور قطعی نتیجه دستور واشنگتن دانست. با این حال، همزمانی این تصمیم با گزارشها درباره تلاش آمریکا برای محدودسازی تجارت ایران، اهمیت سیاسی و اقتصادی آن را افزایش داده است.
عراق؛ شریک تجاری یا مجری سیاست تحریمی آمریکا؟
تجارت ایران و عراق رابطهای یکطرفه نیست که بغداد بتواند بدون پرداخت هزینه، آن را محدود کند. بر اساس آمار رسمی عراق که ۳ شهریور ۱۴۰۵ در گزارش رویترز بازتاب یافته بود، ارزش تجارت ایران و عراق در سال ۲۰۲۵ از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفت، مبادلات سالانه دو کشور بیش از ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده و بخش مهمی از کالاهای مصرفی، محصولات کشاورزی و مصالح ساختمانی از مسیرهای زمینی میان آنها جابهجا میشود. در نتیجه، محدودیت گسترده مرزی نهتنها دسترسی صادرکنندگان ایرانی به بازار عراق را دشوار میکند، بلکه تأمین کالا برای مصرفکنندگان و فعالان اقتصادی عراقی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
نشانههای این وابستگی در واکنش خود بغداد نیز دیده میشود. پس از توقف فعالیت الشیب، مقامهای عراقی اجازه ورود محمولههای محصولات کشاورزی ایران را که پشت مرز مانده بودند، صادر کردند؛ تصمیمی که با نگرانی بازرگانان عراقی از فاسد شدن کالاها و افزایش قیمت مواد غذایی همراه بود. این اتفاق نشان میدهد که تجارت مرزی صرفاً موضوعی سیاسی نیست؛ اختلال در آن میتواند به بازار داخلی عراق منتقل شود و هزینه آن را باید مردم و کسبوکارهای این کشور بپردازند.
مرزهای بسته، هزینههای مشترک
اگر محدودیتها از الشیب فراتر برود و گذرگاههای مهم دیگری را نیز دربر بگیرد، مسیرهای انتقال کالا با اختلال بیشتری روبهرو خواهند شد. افزایش زمان حملونقل، بالا رفتن هزینه جابهجایی و ماندن محمولهها پشت مرز، از پیامدهای محتمل چنین وضعیتی است؛ بهویژه برای کالاهای فسادپذیر که تأخیر در ترخیص میتواند به زیان مستقیم بازرگانان و افزایش قیمت در بازار منجر شود. گزارشهایی درباره احتمال محدودیت در گذرگاههای دیگر منتشر شدهاند، اما دامنه و زمان اجرای چنین تصمیمی هنوز روشن نیست.
از سوی دیگر، تبدیل مرزهای عراق به ابزار فشار علیه ایران میتواند روابط اقتصادی دو کشور را در معرض تنش قرار دهد. بغداد برای مدیریت بازار داخلی، حفظ درآمدهای تجاری و پاسخگویی به بازرگانان خود به تداوم مبادلات نیاز دارد؛ بنابراین، همراهی با سیاست محدودسازی تجارت ایران میتواند میان محاسبات سیاسی دولت عراق و نیازهای اقتصادی این کشور تعارض ایجاد کند. چنین فشاری لزوماً به نتیجهای که واشنگتن دنبال میکند منتهی نمیشود و ممکن است هزینههای تازهای را نیز به اقتصاد عراق تحمیل کند.
حاکمیت اقتصادی بغداد زیر سایه فشار خارجی
مسئله اصلی فقط بستهشدن یک گذرگاه نیست، بلکه تصمیمهای تجاری عراق تا چه اندازه بر اساس نیازهای داخلی این کشور اتخاذ میشوند و تا چه اندازه از فشارهای خارجی تأثیر میپذیرند. بغداد حق دارد درباره امنیت مرزهای خود تصمیم بگیرد و با قاچاق مقابله کند، اما اقدامات امنیتی با محدودسازی گسترده تجارت بهدلیل فشار سیاسی تفاوت دارد. تعطیلی یک مسیر به دلایل فنی و امنیتی نیز باید با توضیح شفاف، زمانبندی مشخص و هماهنگی با طرف مقابل همراه باشد تا هزینه آن به بازرگانان و مردم هر دو کشور منتقل نشود.
برای ایران، تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی و تقویت سازوکارهای گمرکی و توافقهای مرزی میتواند از آسیبپذیری تجارت در برابر تصمیمهای مقطعی بکاهد. برای عراق نیز حفظ ارتباط اقتصادی با همسایهای که مرزی طولانی با آن دارد از اهمیت مضاعف برخوردار است.