آینده پرابهام حضور آمریکا در غرب آسیا؛ پایان ماهعسل گرانقیمت یانکیها

برآورد هزینه جنگ آمریکا با ایران از ۴۳ میلیارد دلار عبور کرده و گزارشها از خسارت گسترده به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارند.
به گزارش فردای خبر- پیام تحولات اخیر در این هفت هشت ماه، برای راهبرد نظامی آمریکا روشن است: استقرار نیرو و تجهیزات در کشورهای منطقه، بهخودیخود تضمینکننده امنیت آنها نیست؛ هرچه حضور نظامی گستردهتر باشد، حفاظت از پایگاهها، تأمین تجهیزات و جبران خسارتهای احتمالی نیز میتواند هزینه بیشتری بر دوش واشنگتن بگذارد.
پایگاه خبری «اینترسپت» گزارش داد که حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکا در غرب آسیا، خسارتهای گستردهای به زیرساختهای نظامی واشنگتن وارد کرده و حفاظت از این پایگاهها را با چالش جدی مواجه کرده است؛ بهگونهای که برخی مقامهای آمریکایی احتمال دادهاند وضعیت استقرار پایگاههای این کشور در منطقه هرگز به شرایط پیش از جنگ بازنگردد.

اینترسپت نوشت: ایران تاکنون بیش از ۱۵ پایگاه آمریکا را در خاورمیانه هدف قرار داده است؛ بر اساس آمار رسمی آمریکا، ۱۹ نظامی این کشور کشته و حدود ۹۰۰ نفر زخمی شدهاند؛ اما شمار واقعی تلفات بیشتر است.
بر اساس گزارش اخیر بازرس کل وزارت جنگ آمریکا، حملات ایران در جریان جنگ به صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن آسیب زده یا آنها را منهدم کرده است. این گزارش همچنین به شمار بالای هشدارهای حمله اشاره کرده است. به گفته رئیس ستاد نیروی هوایی آمریکا، نیروهای تحت امرش تنها در ۳۸ روز از ابتدای سال جاری میلادی بیش از یک هزار و ۲۰۰ بار با هشدارهای فوری درباره احتمال حمله موشکی، هوایی یا زمینی مواجه شدند.

در یکی از شدیدترین حملات، حمله پهپادی اول مارس به بندر الشعیبه کویت به کشته شدن ۶ نظامی آمریکایی و زخمی شدن دهها نفر دیگر منجر شد. در ماه ژوئیه نیز حملهای به پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن، سه نظامی آمریکایی از واحدهای پدافند هوایی را به کام مرگ کشاند.
در حمله اردن، چند فروند هواپیمای نظامی آمریکا نیز آسیب دیدند؛ از جمله یک فروند «آ-۱۰» و هشت فروند جنگنده «اف-۱۵». بر اساس گزارش بازرس کل وزارت جنگ آمریکا، در مجموع دهها هواپیمای آمریکایی در جریان جنگ آسیب دیده یا منهدم شدهاند که شامل چهار فروند اف-۱۵، دوازده هواپیمای سوخترسان KC-۱۳۵ و حداکثر ۳۰ فروند پهپاد MQ-۹ ریپر بوده است.

۴۳.۶ میلیارد دلار هزینه جنگ؛ صورتحساب سنگین واشنگتن
بر اساس گزارشی که آسوشیتدپرس در ماه سپتامبر منتشر کرد، برآورد فرماندهی مرکزی آمریکا از هزینه جنگ تا سوم سپتامبر به حدود ۴۳.۶ میلیارد دلار رسیده بود؛ بخش بزرگی از این مبلغ به هزینه مهمات مصرفشده اختصاص داشته؛ البته این رقم، هزینههای احتمالی بازسازی تأسیسات آسیبدیده را بهطور کامل پوشش نمیدهد.
دفتر بودجه کنگره آمریکا نیز در گزارشی جداگانه برآورد کرد که هزینههای عملیاتی، لجستیکی و پشتیبانی وزارت دفاع در جنگ تا اول اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار بوده است. این نهاد همچنین هشدار داد که ادامه درگیری، بسته به شدت عملیات، میتواند ماهانه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار دیگر هزینه ایجاد کند.
این ارقام فقط بخشی از صورتحساب جنگ را نشان میدهند. هزینه جایگزینی تجهیزات ازدسترفته، تعمیر پایگاهها، جابهجایی نیروها و تقویت سامانههای دفاعی میتواند فشار مالی بیشتری ایجاد کند. به همین دلیل، هرچه جنگ طولانیتر شود، بحث درباره تناسب هزینههای نظامی با دستاوردهای سیاسی و امنیتی آن نیز جدیتر خواهد شد.

متحدان عرب؛ میزبانی از پایگاهها با بهای امنیتی
کشورهای عربی میزبان نیروهای آمریکا، سالها حضور نظامی واشنگتن را یکی از ابزارهای بازدارندگی و تضمین امنیت خود میدانستند. اما جنگ نشان داده است که میزبانی از پایگاههای یک قدرت خارجی، در صورت گسترش درگیری، میتواند این کشورها را نیز در معرض خطر قرار دهد.
وقتی تأسیسات نظامی آمریکا در خاک کشورهای منطقه مستقر هستند، پیامدهای رویارویی واشنگتن با رقبایش ممکن است از محدوده پایگاهها فراتر برود و امنیت زیرساختهای حیاتی، حملونقل و فعالیتهای اقتصادی کشورهای میزبان را تحت تأثیر قرار دهد.
این وضعیت برای دولتهای عربی یک معادله دشوار ساخته است: از یک سو از نگاه خودشان به همکاری امنیتی با آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر باید هزینهها و خطرات میزبانی از نیروهای آن را در شرایط جنگی ارزیابی کنند. پرسش اصلی این است که آیا الگوی امنیتی مبتنی بر حضور گسترده نیروهای خارجی، در بلندمدت به کاهش تهدیدها کمک میکند یا خود به یکی از عوامل آسیبپذیری منطقه تبدیل میشود؟

فشار بر ذخایر تسلیحاتی و توان دفاعی آمریکا
هزینه جنگ تنها به دلار و خسارتهای فیزیکی محدود نمیشود. مصرف گسترده مهمات و نیاز به جایگزینی تجهیزات، فشار دیگری بر ساختار نظامی آمریکا وارد میکند. گزارشهای منتشرشده درباره هزینه جنگ، سهم قابلتوجه مهمات مصرفشده در صورتحساب نظامی را برجسته کردهاند.
برای واشنگتن، این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که ارتش آمریکا باید همزمان آمادگی خود را در مناطق مختلف جهان حفظ کند. هرچه تجهیزات بیشتری در یک جنگ مصرف یا آسیبدیده شوند، ضرورت تأمین مجدد آنها و ایجاد توازن میان نیازهای منطقهای و تعهدات جهانی آمریکا افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، ادامه حضور نظامی در خاورمیانه فقط به تصمیم سیاسی برای ماندن یا خروج وابسته نیست؛ بلکه به توان آمریکا برای تأمین هزینهها، بازسازی تجهیزات و حفظ آمادگی نظامی نیز بستگی دارد.

تنگه هرمز؛ جایی که هزینه جنگ جهانی میشود
پیامدهای جنگ به پایگاههای نظامی محدود نمانده و بازار انرژی نیز از تحولات منطقه تأثیر پذیرفته است. تنگه هرمز یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند بر قیمت نفت، هزینه حملونقل و امنیت عرضه انرژی اثر بگذارد.
گزارش رویترز در ششم اکتبر نشان داد که صادرات نفت و فرآوردههای نفتی کشورهای خلیج فارس، بهاستثنای ایران، در ماه سپتامبر بهطور متوسط به حدود ۱۹.۲ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که همچنان پایینتر از میانگین حدود ۲۳.۶ میلیون بشکهای پیش از آغاز جنگ بود. این دادهها نشان میدهد که با وجود بازیابی بخشی از صادرات، بازار انرژی منطقه همچنان با پیامدهای بحران روبهروست.
برای آمریکا و متحدانش، این مسئله بُعدی فراتر از عملیات نظامی دارد. افزایش بیثباتی در مسیرهای انتقال انرژی میتواند هزینه اقتصادی بحران را به کشورهای بیشتری منتقل کند و فشارهای بینالمللی برای پایان دادن به درگیری را افزایش دهد.

آینده حضور آمریکا؛ تثبیت پایگاهها یا بازنگری در راهبرد؟
با افزایش هزینهها و آشکار شدن آسیبپذیری تأسیسات نظامی، واشنگتن با چند گزینه روبهروست: حفظ وضع موجود همراه با تقویت دفاع پایگاهها، جابهجایی بخشی از نیروها و تجهیزات، یا بازنگری در ابعاد حضور نظامی خود در منطقه.
حفظ پایگاهها میتواند به آمریکا امکان دهد حضور و نفوذ نظامی خود را ادامه دهد، اما به سرمایهگذاری بیشتر برای حفاظت از نیروها و تجهیزات نیاز دارد. کاهش یا جابهجایی بخشی از نیروها نیز ممکن است هزینهها و برخی خطرات را محدود کند، اما میتواند پرسشهایی درباره تعهدات امنیتی واشنگتن در برابر متحدانش ایجاد کند.
از سوی دیگر، اختلاف بر سر هزینهها و پیامدهای جنگ در داخل آمریکا نیز ادامه دارد. در گزارشی که گاردین در هشتم اکتبر منتشر کرد، کریس مورفی، سناتور دموکرات، دولت را به پنهانکاری درباره هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ متهم کرد؛ اتهامی که در کنار اختلاف بر سر دسترسی کنگره به اطلاعات نظامی، نشاندهنده افزایش فشار سیاسی بر دولت آمریکاست.
در نهایت، آینده حضور آمریکا در خاورمیانه به این بستگی دارد که واشنگتن تا چه اندازه حاضر است برای حفظ شبکه پایگاههای خود هزینه کند و آیا میتواند این حضور را به دستاوردی پایدار در حوزه امنیت تبدیل کند یا نه؛ جنگ با ایران و حملات گسترده و سنگین جمهوری اسلامی ایران نشان داد که پاسخ این سوال منفی است.

آمریکا به خاورمیانه آمد تا قدرتش را به رخ بکشد؛ اما جنگ با ایران نشان داد که قدرت نظامی، بدون امنیت پایدار، میتواند به هزینهای سنگین تبدیل شود. امروز پرسش اصلی این است: واشنگتن تا کجا حاضر است برای حفظ پایگاههایش هزینه بدهد؟
آمار و اطلاعات نشان میدهد پنتاگون در حال بررسی کاهش حضور نیروهای آمریکایی در خلیج فارس پس از پایان جنگ با ایران است؛ چراکه حملات مکرر ایران آسیبپذیری پایگاههای اصلی آمریکا در منطقه را آشکار کرده است. یکی از گزینههای مطرح، انتقال نیروها به سمت غرب، از جمله اردن، اسرائیل یا عربستان سعودی بهجای بازسازی پایگاههای آسیبدیده در کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
آسیبهای واردشده به این تأسیسات، فرصتی کمسابقه برای پنتاگون ایجاد کرده تا درباره نحوه حضور نظامی آمریکا در منطقه بازنگری کند. وزارت دفاع آمریکا پیشتر نیز نشان داده که ممکن است پایگاههای آسیبدیده را دقیقاً به شکل قبل از جنگ بازسازی نکند.
با این حال، هنوز هیچ تصمیم رسمی در این زمینه اتخاذ نشده است و هرگونه تغییر دائمی در آرایش نیروهای آمریکا به تأیید مقامهای ارشد دولت نیاز خواهد داشت.