اختلافات والدین چه تأثیری بر کودکان دارد؟

اختلافنظر و مشاجره در زندگی مشترک امری اجتنابناپذیر است، اما آنچه میتواند سلامت روان و احساس امنیت کودکان را تحت تأثیر قرار دهد، قرار گرفتن مداوم آنها در معرض تنشهای خانوادگی است.
به گزارش فردای خبر- کارشناسان حوزه روانشناسی تأکید میکنند که والدین باید ضمن مدیریت اختلافات خود، از درگیرکردن فرزندان در دعواهای زناشویی، بدگویی از یکدیگر و قراردادن کودک در جایگاه داور یا میانجی خودداری کنند؛ چراکه آرامش روانی فرزندان تا حد زیادی به احساس امنیت آنها در محیط خانه وابسته است.
اختلافنظر و مشاجره در زندگی مشترک امری اجتنابناپذیر است، اما آنچه میتواند سلامت روان و احساس امنیت کودکان را تحت تأثیر قرار دهد، قرار گرفتن مداوم آنها در معرض تنشهای خانوادگی است.
تأثیر اختلافات والدین بر روان کودکان
خانه برای کودک نخستین محیط تجربه عشق، آرامش و امنیت است؛ محیطی که فرزند در آن باید بدون نگرانی از آینده خانواده، فرصت رشد و یادگیری داشته باشد. زمانی که فضای خانه بهطور مکرر با فریاد، سرزنش، تهدید یا قهرهای طولانی همراه میشود، ممکن است کودک احساس کند امنیت زندگیاش در معرض خطر قرار گرفته است.
برخی کودکان در چنین شرایطی دچار اضطراب، ترس، اختلال در خواب، افت تمرکز و کاهش عملکرد تحصیلی میشوند. گروهی دیگر ممکن است گوشهگیر شوند یا رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند. حتی کودکانی که درباره اختلافات والدین صحبت نمیکنند، ممکن است از فضای پرتنش خانه تأثیر بپذیرند.
نکته مهم این است که تأثیر اختلافات زناشویی تنها به دعواهای شدید و آشکار محدود نمیشود؛ تنشهای مداوم، تحقیر متقابل، سکوتهای تنبیهی و بیاحترامیهای روزمره نیز میتوانند احساس امنیت روانی کودک را تضعیف کنند.
چگونه کودکان را از اختلافات خانوادگی دور نگه داریم؟
۱. اختلافات را دور از چشم و گوش کودک مدیریت کنیم.
بهتر است گفتوگوهای دشوار در زمانی انجام شوند که فرزندان حضور ندارند و احتمال شنیدن یا مشاهده مشاجره برای آنها به حداقل رسیده است. البته صرفاً به اتاق دیگری رفتن، درحالیکه صدای فریادها شنیده میشود، برای محافظت از کودک کافی نیست.
۲. در حضور فرزندان به یکدیگر توهین نکنیم.
حتی هنگام عصبانیت، از تحقیر، تهدید، تمسخر و زیرسؤالبردن شخصیت همسر در برابر کودک خودداری کنیم. اختلافنظر را میتوان بدون تخریب شخصیت طرف مقابل بیان کرد.
۳. کودک را مجبور به انتخاب نکنیم.
از فرزند نخواهیم طرف ما را بگیرد، درباره رفتار همسرمان قضاوت کند یا میان ما آشتی برقرار سازد. مسئولیت حل اختلاف بر عهده والدین است، نه کودک.
۴. به کودک اطمینان خاطر بدهیم.
اگر فرزند شاهد مشاجره بوده است، پس از آرامشدن شرایط با او صحبت کنیم و متناسب با سنش توضیح دهیم که اختلاف پیشآمده مسئولیت او نیست. میتوان گفت: «ما درباره موضوعی با هم اختلافنظر داشتیم، اما این مسئله تقصیر تو نیست و لازم نیست آن را حل کنی.»
۵. از کودک عذرخواهی کنیم.
اگر در حضور فرزند مشاجره کردهایم یا او را درگیر اختلاف خود ساختهایم، پذیرفتن اشتباه و عذرخواهی میتواند به بازسازی احساس امنیت کمک کند. والدین نباید از ترس کاهش اقتدار خود، اشتباهاتشان را انکار کنند.
۶. اختلافات را با گفتوگوی سازنده حل کنیم.
انتخاب زمان مناسب برای گفتوگو، گوشدادن به حرفهای یکدیگر، پرهیز از سرزنش و تمرکز بر راهحل بهجای مقصرشناسی، میتواند از تبدیل اختلافنظرهای معمول به مشاجرات فرسایشی جلوگیری کند.
۷. در صورت تداوم تنشها از متخصص کمک بگیریم.
اگر اختلافات به مشاجرات مکرر، اضطراب شدید کودک یا اختلال در روابط خانوادگی منجر شده است، مراجعه به روانشناس خانواده یا مشاور کودک میتواند به والدین برای مدیریت بهتر شرایط کمک کند.
اگر کودک شاهد دعوا بود، چه کنیم؟
گاهی با وجود تلاش والدین، کودک شاهد اختلاف آنها میشود. در چنین شرایطی، انکار اتفاق یا وانمود کردن به اینکه هیچ مشکلی وجود نداشته است، لزوماً به آرامش او کمک نمیکند.
بهتر است والدین پس از پایان تنش، در فضایی آرام و متناسب با سن کودک با او صحبت کنند، به نگرانیهایش گوش دهند و اجازه دهند احساسات خود را بدون ترس بیان کند. توضیحات باید کوتاه، صادقانه و به دور از جزئیات خصوصی اختلافات باشد.
برای مثال، میتوان گفت: «امروز از موضوعی ناراحت بودیم و نتوانستیم خوب با هم صحبت کنیم. این رفتار ما درست نبود و تلاش میکنیم بهتر با هم گفتوگو کنیم. تو هیچ تقصیری نداری و لازم نیست نگران حل این مشکل باشی.»
خانه باید پناهگاه امن کودکان باشد
اختلافنظر در زندگی مشترک به معنای شکست یک خانواده نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شیوه مواجهه والدین با این اختلافات است. کودکان از رفتار بزرگسالان میآموزند که چگونه خشم خود را مدیریت کنند، به دیگران احترام بگذارند و مشکلاتشان را حل کنند.
والدین با حفظ احترام متقابل، پرهیز از درگیرکردن فرزندان در مسائل زناشویی و پذیرش مسئولیت رفتارهای خود، میتوانند به کودکان بیاموزند که حتی در شرایط دشوار نیز میتوان با گفتوگو و مسئولیتپذیری از تنشها عبور کرد.
فراموش نکنیم؛ کودک مسئول خوشبختی والدین، حل اختلافات آنها یا حفظ زندگی مشترکشان نیست. وظیفه بزرگسالان است که از دوران کودکی او محافظت کنند و خانه را به محیطی امن برای رشد جسمی و روانیاش تبدیل سازند.