پهلوی واقعی به روایت رهبر انقلاب

در پشت پرده بسیاری از تصمیمات مهم سیاسی و نظامی دوران پهلوی، ردپای دخالت مستقیم آمریکا دیده میشود.
به گزارش فردای خبر- در پشت پرده بسیاری از تصمیمات مهم سیاسی و نظامی دوران پهلوی، ردپای دخالت مستقیم آمریکا دیده میشود؛ بهگونهای که انتصاب نخستوزیر و فرماندهان نظامی از سوی سفیر آمریکا به شاه دیکته میشد. رهبر انقلاب نیز در یکی از پیامهای اخیر به این موضوع پرداختهاند.
مرور خاطرات و روایتهای برخی مقامات و نزدیکان دربار پهلوی، از نقش و نفوذ مستقیم آمریکا در تصمیمگیریهای مهم سیاسی و نظامی ایران و تأثیرگذاری سفیر این کشور بر تصمیمات محمدرضا پهلوی حکایت دارد. چند روز پیش، رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، به مناسبت سالگرد هفته دفاع مقدس پیامی منتشر کردند که در بخشی از آن، به تشریح وضعیت ایران پیش از انقلاب اسلامی پرداختند.
ایشان در این پیام، به تلاش سلطهگران برای بازگرداندن ایران به دوران عقبماندگی، وابستگی و ذلت و خواری، اشاره کردند و از شرایط حاکم بر کشور در آن دوره سخن گفتند.
در بخشی از این پیام، چنین آمده است: «روزهای قبل از آن [قبل از انقلاب اسلامی]، روزهایی تیره و تار بود که سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ میکردند و او هم با رغبت یا با بیمیلی همانها را اجرا مینمود تا آنکه انقلاب عظیم ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) آن بساط را برهم زد. آن روزهای تیره در اثر این انقلاب به روزهای پُرنورِ برقراری جمهوری اسلامی ایران انجامید... آن روزهایی که آنان دوست دارند کشور ما را به آن برگردانند، روزهایی بود پُر از عقبماندگی، ذلّت و خواری، وابستگی، و بدنامی ایران در جهان اسلام». (پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دفاع مقدس، ۶ مهر ۱۴۰۵.).
اما اگر بخواهیم بهطور دقیقتر و با جزئیات بیشتر، شرایط حاکم بر آن روزهای ایران را شرح دهیم، میتوانیم به گزارههای مختلفی ازجمله خاطرات مقامات دوره پهلوی را مرور کنیم.
درباره روزگاری که سفیران دولتهای خارجی بهویژه آمریکاییها برای کشورمان تصمیم میگرفتند، «فریدون هویدا» نماینده وقت ایران در سازمان ملل و برادر امیرعباس هویدا، در کتاب «سقوط شاه» مینویسد: «شاه بعد از آنکه طبق عادت معمول خود مدتی راجعبه مسأله جانشینی آموزگار با سفیر آمریکا تبادل نظر کرد، تحت تأثیر محافلی که با خانواده سلطنت ارتباط داشتند... تصمیم گرفت برادرم را از سر راه خود دور کند». (فریدون هویدا، سقوط شاه، صفحه ۴۴.)
طبق این خاطران فریدون هویدا، درمییابیم که حتی انتخاب نخستوزیر مملکت ـ که درواقع باید توسط مجلس انجام میشد ـ با دیکته آمریکاییها به شاه و بهصورت انتصابی انجام میگرفت؛ البته این تنها مورد در دوران پهلوی نبود که نخستوزیر کشور با دخالت آمریکاییها انتصاب میشد. در یکی دیگر از موارد «رابرت گراهام» خبرنگار سابق روزنامه فایننشال تایمز، در کتاب «ایران: سراب قدرت» مینویسد: «شاه تحتفشار آمریکاییها، دکتر علی امینی، وزیر دارایی سابق مصدق را به نخستوزیری برگزید. از آنجا که معروف بود شاه به شدت از این مرد بدش میآمد، این انتصاب بهعنوان علامت ضعف او تلقی شد». (ایران سراب قدرت، رابرت گراهام، صفحه ۶۹.)
گفتنی است که در آن روزها، فقط انتصاب نخستوزیر نبود که با دخالت آمریکاییها انجام میشد؛ حتی فرماندهان نظامی نیز با دخالت مستقیم آمریکا عزل و نصب میشدند. در این زمینه میتوان به ماجرای انصاب فرمانده نیروی هوایی در سال ۱۳۵۴ اشاره کرد. در اینباره «علیرضا زادبر» پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه، در کانال تلگرامی خود نوشته: «وقتی در ۲۱ شهریور ۱۳۵۴، فرمانده نیروی هوایی در یک حادثه در دزفول کشته شده، محمدرضا شاه سپهبد «آذربرزین» خلبانِ ماهر و دورهدیده در آمریکا را در نظر داشت تا بهعنوان فرمانده نیروی هوایی معرفی کند. اسدالله علم، وزیر دربار برای سپبهد آذربرزین نامه و دستهگل بهعنوان تبریک میفرستد و تیمسار «ازهاری» از آذربرزین میخواهد جهت دریافت حکم فرماندهی خود ساعت ۱۰:۴۵ در کاخ برای شرفیابی حضور داشته باشد. آذربرزین در خاطرات خود مینویسد که رأس ساعت در کاخ حضور یافتم، اما رئیس تشریفات گفت آقای «هلمز» سفیر آمریکا به دیدار شاه آمده و ملاقات شما با چند ساعت تأخیر انجام خواهد شد. ساعت یک شرفیاب شدم، شاه ناراحت و عصبی بود. گفت با آقای ارتشبد تدیّن بهعنوان فرمانده نیروی هوایی همکاری کنید. تعجب کردم، شاه خواست از من دلجویی کند. فهمیدم سفیر آمریکا با انتصاب من مخالف بود و این هم دلیل داشت، چون من با ژنرال «سیکورد» رئیس مستشاران آمریکایی مخالف بودم و مقابل دخالتهای او میایستادم».
همچنین، موارد دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد محمدرضا پهلوی در مسائل مختلف با سفیر آمریکا مشورت میکرد و نظر سفیر آمریکا در تهران، در تصمیمگیریهای شاه و مسائل داخلی ایران نقش مؤثری داشت. «امیراصلان افشار» رئیس تشریفات دربار پهلوی، در اینباره میگوید: «اعلیحضرت چند دقیقه بعد من را خواستند و بعد رفتم به حضورشان؛ بعد به من گفتند که شما تلفن کنید بگویید که سفیر انگلیس و آمریکا میآیند... رفتند به حضور اعلیحضرت، صحبت کردند و بعداز اینکه آنها رفتند، اعلیحضرت من را خواست و گفت که به ازهاری تلفن کنید که فردا دولتش را معرفی کند. گفتم، اعلیحضرت! شما که گفتید اویسی آنجا [جایگاه نخستوزیری]باشد! اعلیحضرت گفت نه با اویسی کاری ندارم... بعد معلوم شد که اعلیحضرت تحت تأثیر حرفهای آمریکاییها و انگلیسیها قرار گرفته».
جالب توجه است که «احسان نراقی» مشاور فرح نیز میگوید: «هیچ وقت شاه در مقابل پیشنهاد آمریکاییها نه نمیگفت؛ او مطیع آمریکا بود، از خدایش بود که یک مطلبی را به او بگویند این پیشنهاد از طرف آمریکاست. هر کاری را که خواستند با ایران کردند».
مرور این خاطرات و روایتها نشان میدهد که موضوع نفوذ و نقشآفرینی آمریکا در تصمیمگیریهای سیاسی و نظامی ایران در دوره پهلوی، صرفاً به یک مورد یا یک مقطع محدود نبوده و در روایت برخی مقامات و نزدیکان دربار، نمونههای متعددی از آن ثبت شده است. از انتخاب نخستوزیر و تغییر دولتها تا انتصاب فرماندهان نظامی، این روایتها تصویری از جایگاه پُررنگ نظر سفیر و مقامهای آمریکایی در تصمیمات مهم حکومت پهلوی ارائه میکنند؛ مسألهای که در کنار دیگر شواهد تاریخی، برای بررسی میزان استقلال تصمیمگیری در آن دوره قابل توجه است.