معلمی که مشقِ «پرواز» را به شاگردانش آموخت

معلمی که مشقِ «پرواز» را به شاگردانش آموخت
۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۸
کد خبر: ۱۴۲۸۱

گاهی یک نهیبِ معلمانه و عبور از حمایت‌های افراطی خانواده، سرنوشتِ یک انسان را تغییر می‌دهد.

 به گزارش فرای خبر- گاهی مرز میان «خواستن» و «توانستن»، نه در جسم، که در ذهن‌های قضاوت‌گر جامعه ترسیم می‌شود. حکایت مردی که از پس سال‌ها عبور از سد کلیشه‌های اجتماعی و دیوارهایِ سفت‌وسخت اداری، اکنون در مقام یک راهنما ایستاده است؛ نه برای ترحم‌جویی، که برای اثبات این حقیقت که محدودیت، نه یک پایان، که شروع یک مبارزه برایِ رسیدن به حقِ زیستن و کار کردن است. آنچه در ادامه می‌خوانید،بازخوانی زندگی کسی است که یاد گرفته، حتی وقتی دنیا می‌خواهد او را در قاب ناتوانی ببیند، با قلمش و اراده‌اش، سقف این قاب را بشکند.

بهنام سلیمانی که خود از دوران کودکی به عنوان دانش‌آموز در مدارس استثنایی حضور داشته و اکنون در همین حوزه مشغول به فعالیت است، در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، به تشریح چالش‌های زیستی و آموزشی دانش‌آموزان استثنایی پرداخت.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود به عنوان فرد دارای فلج مغزی (CP) و تحصیل در مدرسه استثنایی «سروش» از سال ۱۳۶۸، اظهار کرد: در آن دوران به دلیل محدودیت منابع، تعداد مدارس استثنایی کمتر بود که این موضوع منجر به تجمیع دانش‌آموزان در یک مجموعه می‌شد؛ هرچند با گذشت زمان و افزایش مدارس، امکانات آموزشی بهبود یافت، اما همچنان نیاز به ارتقای زیرساخت‌ها در این مدارس احساس می‌شود.

سلیمانی در بخش دیگری از این گفت‌وگو وضعیت کنونی مناسب‌سازی فضاهای شهری را نامطلوب ارزیابی کرد و افزود: اگرچه یک فرد دارای معلولیت می‌تواند با سازگاری با محیط، فعالیت‌های اجتماعی خود را انجام دهد، اما معابر و اماکن عمومی هنوز با استانداردهای لازم فاصله دارند. بسیاری از اماکن عمومی نظیر پارک‌ها و سالن‌های سینما، برای تردد ویلچر و واکر استانداردسازی نشده‌اند و فرد دارای معلولیت پیش از حضور در اجتماع، ناچار به بررسی دقیق و پیش‌دستانه مسیرهاست.

این معلم استثنایی با اشاره به تلاش‌های انجام شده برای رفع این چالش‌ها، از اجرای یک پروژه داوطلبانه با مشارکت گروهی از متخصصان هم‌رشته خود خبر داد و گفت: ما با هدف تسهیل دسترسی، اقدام به راه‌اندازی سامانه‌ای برای شناسایی و معرفی اماکن مناسب‌سازی‌شده شهری کردیم تا افراد دارای معلولیت پیش از انتخاب مقصد، از امکانات آن محل اطلاع یابند. اگرچه به دلیل مشغله‌های کاری، این پروژه به‌طور کامل به سرانجام نرسید، اما ایجاد چنین بانک اطلاعاتی جامعی یکی از نیازهای ضروری جامعه توان‌خواهان است.

وی ضمن اشاره به تغییر روند ارائه خدمات حمل‌ونقل دانش‌آموزان استثنایی از سازمان بهزیستی به شهرداری‌ها، بر لزوم حمایت‌های مستمر نهادهای مسئول و به‌روزرسانی تجهیزات آموزشی و توانبخشی تأکید کرد و آن را برای تحقق عدالت آموزشی ضروری دانست.

سلیمانی با اشاره به نحوه ارائه خدمات در آموزش و پرورش استثنایی، اظهار کرد: اگرچه مدارس استثنایی از نظر امکانات فیزیکی نظیر آسانسور و رمپ تفاوت‌های ملموسی با مدارس عادی دارند و خدماتی مانند سرویس ایاب و ذهاب ارائه می‌دهند، اما در بخش نیروهای انسانی متخصص، با خلاءهای جدی مواجه هستیم.

وی افزود: در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، نیروهای متخصص توانبخشی شامل گفتاردرمان، کاردرمان و فیزیوتراپ جذب آموزش و پرورش شدند، اما با بازنشستگی این گروه، جایگزین کافی برای آن‌ها تعیین نشد. این کمبود نیرو باعث شده است که در شروع هر سال تحصیلی، مدارس ناچار به اولویت‌بندی دانش‌آموزان شوند و خدمات تنها به کسانی برسد که نیازهای شدیدتری دارند.

چالش معیشتی معلمان و ضرورت شغل دوم

این کارمند آموزش و پرورش با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه فرهنگیان، تصریح کرد: نظام پرداخت حقوق در آموزش و پرورش با دشواری‌هایی روبروست و سطح درآمدی معلمان و کارکنان این حوزه با تورم همخوانی ندارد.

سلیمانی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت معیشتی خود افزود: با وجود مدارک تحصیلی و مسئولیت‌های اجرایی، حقوق دریافتی به تنهایی پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست. این واقعیتِ بسیاری از همکاران من است که برای مدیریت هزینه‌های زندگی، ناچار به فعالیت در حوزه‌های دیگر می‌شوند. به عنوان مثال، من در کنار فعالیت در آموزش و پرورش، با تکیه بر مهارت‌های فنی در زمینه طراحی شبکه و برنامه‌نویسی تلاش می‌کنم توازن اقتصادی خانواده‌ام را حفظ کنم.

«صداقت»؛ تکیه‌گاه زندگی شخصی

وی با اشاره به زندگی شخصی و آشنایی با همسرش در دوران دانشگاه، صداقت را عامل اصلی پیوند خود دانست و گفت: در تمام سال‌های دوستی و زندگی مشترک، تکیه من همواره بر شفافیت بوده است. معتقدم در مسیر زندگی مشترک، آنچه بیش از هر چیز ارزش دارد، «صداقت» و تعامل انسانی است؛ ارزش‌هایی که باعث شده در کنار همسر و فرزندانم، با وجود تمام چالش‌ها، زندگی را با امید و تلاشِ مستمر پیش ببرم.

سلیمانی یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های پیش روی دانش‌آموزان استثنایی را، آینده شغلی آن‌ها پس از فراغت از تحصیل عنوان کرد و گفت: دانش‌آموزانی که همزمان دچار معلولیت جسمی و ذهنی هستند، پس از پایان تحصیلات، نه امکان ورود به بازار کار را دارند و نه حرفه‌آموزی مناسبی برایشان تعریف شده است.

وی افزود: در جلساتی که با استاندار و فرماندار تهران در این خصوص برگزار کردیم، پاسخ مسئولان این بود که «الان افراد سالم هم بیکار هستند»، این در حالی است که ایجاد مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال حمایتی برای این قشر، می‌تواند بخش قابل توجهی از نیازهای آن‌ها را مرتفع کند.

نگاه جامعه؛ از ترحم تا کلیشه

سلیمانی به خاطره‌ای از اولین روز مراجعه به بانک برای باز کردن حساب حقوق اشاره کرد و گفت: در سال ۱۳۸۲، هنگام مراجعه به شعبه‌ای که پله‌های زیادی داشت، فردی با دیدن من، مبلغی پول به عنوان صدقه به پایم انداخت. این اتفاق برایم بسیار عجیب بود که چرا ظاهر من باید چنین برداشتی را ایجاد کند. وی افزود: متاسفانه این نگاه ترحم‌آمیز یا کلیشه‌ای، گاهی در جامعه دیده می‌شود. حتی در خیابان، برخی افراد با دیدن ویلچر، فرزندان خود را برمی‌گردانند تا آن‌ها را نبینند.

وی همچنین به تجربه خود در دوران استخدام اشاره کرد و گفت: زمانی که در سال ۱۳۸۱، رتبه دوم المپیاد سخت‌افزار نروژ را کسب کرده و برای تعمیر سیستم‌های مدرسه مراجعه کردم، پیشنهاد راه‌اندازی رشته کامپیوتر را به مدیر مدرسه دادم. پس از راه‌اندازی این رشته و کمبود معلم، خودم به تدریس آن پرداختم. در سال ۱۳۸۲ نیز به صورت حق‌التدریس مشغول به کار شدم و در سال ۱۳۹۱ از طریق طرح مهراًفرید، استخدام رسمی شدم. اما با وجود کسب مدرک کارشناسی ارشد، امکان تغییر سمت از اداری به آموزشی برایم فراهم نشده است.

اولویت‌های آینده؛ از اشتغال تا تغییر نگاه

سلیمانی اولویت اصلی خود را در صورت داشتن توانایی، ایجاد مرکزی برای اشتغال و حرفه‌آموزی دانش‌آموزان دارای معلولیت‌های چندگانه پس از فارغ‌التحصیلی عنوان کرد و ابراز امیدواری کرد که با تغییر نگاه جامعه و مسئولان، شاهد فرصت‌های برابر و بهتری برای این قشر باشیم.

وی با اشاره به سال ورودش به دانشگاه و آشنایی با همسرش، صداقت را اساس زندگی مشترک دانست و گفت: همسرم از ابتدا با شرایط من آشنا بود و این صداقت، پایه و اساس زندگی مشترک ما را تشکیل داده است.

 سلیمانی در ادامه گفت‌وگو با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمایتی از معلمان مدارس استثنایی، تصریح کرد: زحمت کادر آموزشی در این مدارس به مراتب بیش از مدارس عادی است؛ اما امتیازاتی نظیر سنوات ارفاقی یا افزایش ۳۰ درصدی حقوق، به هیچ وجه پاسخگوی شرایط ویژه و سختی کار این گروه نیست.

وی خواستار حذف موانع اداری و بروکراسی‌هایی شد که مانع از ارتقای شغلی معلمان دارای معلولیت می‌شود و افزود: بسیاری از همکاران ما با وجود تخصص و تجربه، در راهروهای اداری برای تغییر پست یا ارتقای رتبه، با بن‌بست‌های قانونی مواجه می‌شوند که نیازمند اصلاح و نگاهی ویژه از سوی مسئولان آموزش و پرورش است.

آموزشِ «استقلال» به جای «تکیه بر دیگران»

این معلم آموزش استثنایی با اشاره به رویکرد تربیتی خود در کلاس درس، اظهار کرد: هدف اصلی من در آموزش، تبدیل دانش‌آموزان به افرادی مستقل است که بتوانند در آینده گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

او به خاطره‌ای از دانش‌آموزش اشاره کرد که به دلیل حمایت‌های افراطی خانواده، در امور اولیه شخصی ناتوان مانده بود. سلیمانی گفت: «با آموزشِ خودکفایی به این دانش‌آموز، اگرچه در ابتدا با واکنش اعتراضی والدین او مواجه شدم، اما نتیجه این آموزش، استقلال او در سال‌های بعد بود؛ به طوری که امروز آن دانش‌آموز به تنهایی در دانشگاهی در شهر دیگر مشغول به تحصیل است.

سلیمانی در پایان با بیان اینکه «خودباوری» ارزشمندترین درسی است که معلمِ دارای معلولیت می‌تواند به دانش‌آموزانِ مشابه خود منتقل کند، خاطرنشان کرد: وقتی دانش‌آموز می‌بیند معلمش با وجود شرایط جسمی، مسیر استقلال را طی کرده و در جامعه حضور فعال دارد، انگیزه بیشتری برای غلبه بر چالش‌های پیش رو پیدا می‌کند. با این حال، شایسته است نظام آموزشی نیز با حمایت‌های مادی و معنوی، قدردان این سرمایه‌های انسانی باشد.

حکایتِ این معلم، نه تنها یک روایتِ شخصی، که بازنماییِ چالش‌های بخشی از بدنه جامعه است که سهمشان از نابرابری‌ها، بیش از سهمشان از حمایت‌هاست. اکنون که مسیرِ پرفراز و نشیبِ او روایت شد، این پرسشِ کلیدی در اذهان باقی می‌ماند: تا چه اندازه نظام‌های اداری و فرهنگِ عمومیِ جامعه، بسترِ لازم برای عبور از کلیشه‌ها و «شکستنِ قاب‌های محدودیت» را فراهم کرده‌اند؟ برایِ رسیدن به جامعه‌ای که در آن توانمندی بر محدودیت پیشی می‌گیرد، نه تنها تغییرِ نگاهِ عمومی، که اصلاحِ بروکراسی‌هایِ سخت و مانع‌تراش، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ ضرورتی که شاید پاسخِ آن، کلیدِ گشایشِ مسیرِ هزاران استعدادِ نهفته‌ای باشد که هنوز در پشتِ دیوارهایِ پیش‌داوری متوقف مانده‌اند.

 
 
https://fardayekhabar.ir/fqFS3U
اشتراک گذاری:

تبادل نظر (0)

در حال بارگذاری نظرات...

ثبت نظر جدید