پزشکیان در میدان جنگ نیویورک؛ پاتک رئیسجمهور به لفاظیهای ترامپ

سفر مسعود پزشکیان به نیویورک در شرایطی انجام شده که آینده تحریمها، امنیت تنگه هرمز، روابط ایران با همسایگان و مسیر مواجهه تهران و واشنگتن به یکدیگر گره خورده است.
به گزارش فردای خبر- سفر رئیسجمهور ایران به نیویورک را نمیتوان صرفاً یک حضور تشریفاتی در مجمع عمومی سازمان ملل تلقی کرد. پزشکیان در شرایطی راهی این سفر شده که ایران در یکی از پیچیدهترین مقاطع سیاست خارجی خود قرار دارد؛ مقطعی که جنگ، تحریم، انرژی، امنیت خلیج فارس و رقابت قدرتهای بزرگ، همه در یک نقطه به هم رسیدهاند.
اهمیت این سفر دقیقاً از همینجا آغاز میشود. نیویورک در این مقطع فقط تریبون سازمان ملل نیست؛ محل حضور همزمان
رفع تحریمها؛ رویای فوری یا مسیر مرحلهای؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا سفر پزشکیان میتواند به رفع تحریمها منجر شود؟ پاسخ واقعبینانه این است که هیچ سفر سیاسی بهتنهایی قادر به حل چنین پرونده پیچیدهای نیست. اما میتواند مسیر رسیدن به آن را باز کند. تحریمهای ایران در طول سالهای گذشته به شبکهای پیچیده از تحریمهای نفتی، بانکی، مالی و اشخاص و نهادها تبدیل شدهاند؛ بنابراین رفع آنها نیز احتمالاً در قالب یک توافق بزرگ و یکباره اتفاق نخواهد افتاد. سناریوی واقعبینانهتر، توافق مرحلهای است؛ ایران اقداماتی انجام دهد، طرف مقابل بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد، سپس مرحله بعدی اجرا شود.
در چنین چارچوبی، سفر پزشکیان میتواند آغاز یک معامله بزرگتر باشد؛ معاملهای که در یک سوی آن کاهش فشار اقتصادی علیه ایران قرار دارد و در سوی دیگر، مجموعهای از تعهدات تهران درباره مسائل مورد اختلاف. مسئله مهم برای ایران این است که این بار مذاکره صرفاً به وعده سیاسی ختم نشود و هر توافقی دارای ضمانت اجرایی و آثار اقتصادی ملموس باشد.

تنگه هرمز؛ برگ برندهای که باید به برگ مذاکره تبدیل شود
در میان تمام موضوعاتی که سفر پزشکیان را از سفرهای معمول روسای جمهور به سازمان ملل متفاوت میکند، تنگه هرمز جایگاه ویژهای دارد. هرمز فقط یک آبراه میان ایران و کشورهای عربی نیست. این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان است و هرگونه اختلال جدی در آن میتواند قیمت نفت و گاز، هزینه حملونقل و حتی تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، مسئله هرمز برای آمریکا فقط یک موضوع نظامی نیست؛ برای اروپا یک مسئله اقتصادی است، برای چین یک مسئله انرژی است، برای هند یک مسئله تجاری است و برای کشورهای عرب خلیج فارس مسئلهای مستقیم در حوزه امنیت ملی محسوب میشود. اما هنر دیپلماسی این است که یک قدرت ژئوپلیتیکی را از سطح تهدید به سطح مذاکره منتقل کند.
اگر تهران بتواند این پیام را منتقل کند که امنیت هرمز،امنیت کشتیرانی و ثبات بازار انرژی در چارچوب کاهش تنش امکانپذیر است، تنگه هرمز میتواند به یکی از مهمترین اهرمهای دیپلماتیک ایران تبدیل شود. در چنین شرایطی، معادله میتواند از تقابل به سمت معامله حرکت کند؛ کاهش تنش در خلیج فارس در برابر کاهش فشار اقتصادی و ایجاد مسیر مطمئن برای تجارت و صادرات.

همسایگان؛ حلقهای که نباید از نیویورک فراموش شود
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه سفر پزشکیان، پیام آن برای کشورهای همسایه است. کشورهای عربی خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری متوجه شدهاند که ادامه جنگ و تنش با ایران، هزینههای مستقیمی برای آنها دارد. امنیت بنادر، سرمایهگذاری، گردشگری، صادرات انرژی و تجارت منطقهای همگی در محیطی باثبات امکان رشد دارند.
از این زاویه، تهران میتواند از نیویورک برای ارائه یک پیام روشن به کشورهای منطقه استفاده کند: ایران خواهان جنگ منطقهای نیست و امنیت خلیج فارس باید با مشارکت کشورهای منطقه تأمین شود. این پیام میتواند بهخصوص برای عمان و قطر اهمیت بیشتری داشته باشد؛ کشورهایی که در سالهای گذشته در کانالهای ارتباطی میان ایران و غرب نقش مهمی داشتهاند. حتی عربستان و امارات نیز در شرایط کنونی انگیزه بیشتری برای جلوگیری از گسترش جنگ دارند. اگر ایران بتواند این فرصت را به یک ابتکار منطقهای تبدیل کند، دستاورد آن میتواند بسیار فراتر از یک توافق دوجانبه با یک کشور عربی باشد.

دیپلماسی همسایگی میتواند سپر تحریم باشد
حتی در صورت تداوم بخشی از تحریمهای آمریکا، ایران ظرفیت بزرگی در تجارت با همسایگان خود دارد. عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس و مسیرهای تجاری شرق و شمال میتوانند بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران را پوشش دهند. اما استفاده از این ظرفیت نیازمند امنیت، ثبات و روابط سیاسی قابل پیشبینی است. هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست در محیطی که احتمال جنگ هر لحظه وجود دارد، قرارداد بلندمدت ببندد؛ بنابراین دیپلماسی منطقهای پزشکیان یک پیام اقتصادی هم دارد: هر اندازه روابط ایران با همسایگان باثباتتر شود، امکان توسعه تجارت و کاهش اثر تحریمها بیشتر خواهد شد.
اروپا؛ بازیگری که از بحران انرژی میترسد
اروپا نیز در این معادله اهمیت ویژهای دارد. اروپاییها از یک سو تحت تأثیر سیاستهای آمریکا قرار دارند و از سوی دیگر نمیتوانند نسبت به آینده بازار انرژی، امنیت کشتیرانی و ادامه جنگ در منطقه بیتفاوت باشند. ایران میتواند از همین نقطه برای باز کردن یک مسیر جدید استفاده کند. پیام تهران به اروپا میتواند این باشد که ثبات بازار انرژی بدون ثبات خلیج فارس امکانپذیر نیست و ثبات خلیج فارس نیز بدون گفتوگو با ایران دشوار خواهد بود. اگر این استدلال در اروپا پذیرفته شود، کشورهای اروپایی میتوانند به جای آنکه صرفاً تابع سیاست فشار آمریکا باشند، نقش فعالتری در میانجیگری و باز کردن مسیر مذاکره ایفا کنند.

چین و روسیه؛ حمایت سیاسی کافی نیست
روابط ایران با چین و روسیه در چنین شرایطی اهمیت خود را حفظ میکند، اما تهران باید مراقب یک اشتباه راهبردی باشد. حمایت سیاسی مسکو و پکن برای عبور از فشارهای غرب مهم است، اما اقتصاد ایران برای رشد پایدار به بازارهای متنوع، فناوری، سرمایه، شبکه بانکی و ارتباط با اقتصاد جهانی نیاز دارد؛ بنابراین سفر پزشکیان میتواند فرصتی برای ارسال این پیام نیز باشد که ایران سیاست خارجی خود را به یک بلوک محدود نمیکند. تهران میتواند همزمان با حفظ روابط راهبردی با شرق، درهای تعامل اقتصادی با اروپا و حتی آمریکا را نیز باز نگه دارد. این همان سیاستی است که قدرت چانهزنی ایران را افزایش میدهد.
روایت ایران از جنایتهای اسرائیل
یکی دیگر از محورهای مهم حضور پزشکیان در نیویورک، ارائه روایت ایران از جنگ و اقدامات اسرائیل بود، کاری رئیسجمهور در سخنرانی خود در مجمع عمومی به بهترین وجه ممکن انجام داد. تهران تلاش دارد حملات اسرائیل، تلفات غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و نقش آمریکا در حمایت از اسرائیل را در سطح بینالمللی مطرح کند؛ اما در اینجا نیز تفاوت میان یک سخنرانی سیاسی و یک دیپلماسی مؤثر بسیار مهم است.
اگر ایران صرفاً مجموعهای از اتهامات سیاسی را مطرح کند، احتمالاً واکنشهای معمول دیپلماتیک شکل خواهد گرفت. اما اگر تهران بتواند در کنار سخنرانی رئیسجمهور مستندات، آمار، تصاویر، گزارشهای حقوق بشری و شواهد قابل بررسی را در اختیار سازمان ملل، رسانههای بینالمللی و دولتها قرار دهد، پرونده شکل متفاوتی پیدا خواهد کرد. ایران باید تلاش کند مسئله را از یک دعوای صرفاً تهران و تلآویو خارج کند و آن را به موضوعی درباره حقوق بینالملل، حمایت از غیرنظامیان و مسئولیت دولتها در جنگ تبدیل کند. این تغییر زاویه میتواند دامنه مخاطبان ایران را افزایش دهد.

دولت ترامپ سیاستی را دنبال میکند که فشار اقتصادی و فشار سیاسی را همزمان در دستور کار قرار داده است. در مقابل، ایران نیز حاضر نیست بدون دریافت امتیازات مشخص، وارد مذاکراتی شود که نتیجه آن صرفاً افزایش تعهدات تهران باشد. با این حال، حتی میان دشمنان نیز امکان معامله وجود دارد. ترامپ بیش از هر چیز به دنبال یک دستاورد سیاسی قابل ارائه است. ایران نیز به دنبال کاهش فشار اقتصادی و پایان جنگ و تهدید نظامی است. این دو نیاز متضاد نیستند. اگر کانالی برای مذاکره شکل بگیرد، میتوان تصور کرد که دو طرف به سمت یک توافق مرحلهای حرکت کنند.
در چنین توافقی، ایران به بخشی از نگرانیهای طرف مقابل پاسخ دهد و آمریکا نیز در مقابل، بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد.
مسئله اسرائیل و دولت ترامپ
مسعود پزشکیان در نیویورک با یک چالش مهم دیگر نیز روبهرو است: تفکیک سیاست آمریکا از سیاست اسرائیل. ایران تلاش خواهد کرد نشان دهد که ادامه حمایت واشنگتن از اقدامات اسرائیل، یکی از عوامل اصلی بیثباتی منطقه است. این موضع برای مخاطبان کشورهای اسلامی و بخشهایی از افکار عمومی جهان قابل توجه است، اما اگر هدف تهران ایجاد شکاف در سیاست آمریکا باشد، باید پیام خود را دقیقتر طراحی کند. ایران میتواند همزمان با انتقاد شدید از عملکرد اسرائیل، این پیام را به واشنگتن بدهد که مسیر دیپلماسی همچنان باز است. این تفکیک اهمیت زیادی دارد. زیرا دیپلماسی موفق الزاماً به معنای کنار گذاشتن مواضع نیست؛ بلکه به معنای تبدیل مواضع به اهرم مذاکره است.

دیدارهایی که شاید از تریبون مهمتر باشند
در چنین سفرهایی همیشه بخش مهمی از اتفاقات در مقابل دوربینها رخ نمیدهد. گفتوگوهای دوجانبه، تماسهای دیپلماتیک، پیامهایی که از طریق واسطهها منتقل میشود و توافقهای اولیهای که ممکن است هفتهها بعد آشکار شوند، گاهی اهمیت بیشتری از یک سخنرانی دارند. به همین دلیل، ارزیابی واقعی سفر پزشکیان باید چند هفته پس از بازگشت او انجام شود.
اگر پس از نیویورک کانالهای مذاکره فعالتر شوند، تماس ایران و آمریکا ادامه پیدا کند، کشورهای منطقه نقش فعالتری بگیرند و موضوع کاهش فشار اقتصادی روی میز قرار گیرد، میتوان گفت سفر نتیجه داده است. اما اگر همه چیز به سخنرانیها و بیانیهها محدود شود، اثر سفر بیشتر رسانهای خواهد بود تا راهبردی.
سه مسیر پیش روی ایران
مسیر نخست، گشایش دیپلماتیک است؛ در این سناریو، ایران و آمریکا به سمت مذاکرات مرحلهای حرکت میکنند، تنش در منطقه کاهش مییابد و زمینه برای کاهش بخشی از تحریمها فراهم میشود.
مسیر دوم، وضعیت فرسایشی است؛نه جنگ بزرگی رخ میدهد و نه توافقی شکل میگیرد. تحریمها ادامه پیدا میکنند و اقتصاد ایران همچنان با ریسک بالا فعالیت میکند.
مسیر سوم، تشدید بحران است؛ در این حالت، شکست مذاکرات میتواند به افزایش فشار نظامی و اقتصادی و بیثباتی بیشتر در بازار انرژی منجر شود.
برای ایران، بدون تردید مسیر نخست مطلوبتر است؛ اما رسیدن به آن نیازمند چیزی فراتر از دیپلماسی کلامی است.

باید به این نکته توجه کنیم که مسئله این نیست که مسعود پزشکیان در سازمان ملل چه گفت؛ مسئله این است که پس از نیویورک چه اتفاقی خواهد افتاد.
اگر سفر بتواند یک کانال جدی برای مذاکره باز کند، مسیر کاهش تحریمها را فعال کند، روابط ایران با همسایگان را تقویت کند و امنیت تنگه هرمز را از یک موضوع نظامی به یک موضوع دیپلماتیک تبدیل کند، آنگاه میتوان از یک دستاورد مهم سخن گفت.
در چنین شرایطی، حتی بیان جنایتهای اسرائیل نیز میتواند بخشی از یک راهبرد بزرگتر باشد؛ راهبردی که در آن ایران تلاش میکند روایت خود را در جهان تثبیت کند، حمایت کشورهای مستقل را افزایش دهد و همزمان راه مذاکره با غرب را کاملاً نبندد. سفر پزشکیان به نیویورک در ظاهر یک سفر دیپلماتیک است، اما در باطن با یکی از بزرگترین معادلات ژئوپلیتیک سالهای اخیر ایران ارتباط دارد. تحریم، جنگ، انرژی، تنگه هرمز، اسرائیل، آمریکا و روابط ایران با همسایگان دیگر پروندههای جدا از هم نیستند. همه این مسائل به یکدیگر متصل شدهاند.
رئیسجمهور با سخنرانی شجاعانه دیشب خود یک نکته را بیان کرد؛ ایران میگوید ما جنگ را انتخاب نکردهایم، اما در برابر تجاوز تسلیم نمیشویم؛ برای صلح و گفتوگو آمادهایم، اما صلح را با پذیرش زور یکی نمیدانیم؛ از مردم مظلوم ایران و فلسطین دفاع میکنیم؛ امنیت منطقه باید از مسیر همکاری همه کشورهای منطقه تأمین شود، نه از طریق مداخله و تحمیل قدرتهای بیرونی.
این چهار محور در کنار هم یک پیام واحد میسازند: صلح، بدون عدالت و احترام به حاکمیت ملتها پایدار نیست و مقاومت در برابر تجاوز، لزوماً به معنای بستن راه دیپلماسی نیست.
در پایان باید بدانیم سخنرانی مقتدرانه رئیسجمهور مخابره همزمان مظلومیت و اقتدار ایران به جهان بود. پزشکیان از یک سو تصویری از کشوری ارائه کرد که طی ماههای گذشته آماج حملات قرار گرفته و مردم آن به شهادت رسیدهاند و از سوی دیگر تأکید کرد ایران، با وجود تمام این جنایات، حاضر نیست از مقاومت، استقلال و حق دفاع از خود دست بکشد.