همدستان ترامپ در جنگ با ایران

همدستان ترامپ در جنگ با ایران
۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲
کد خبر: ۱۳۶۲۶

در حالی که ترامپ با لگدمال کردن حاکمیت کانادا و تحقیر مداوم اروپا، استقلال غرب را به سخره گرفته، این کشور‌ها در نمایشی از استیصال، لگدپراکنی به سمت ایران را برگزیده‌اند. پیوستن شتاب‌زده اتاوا، لندن و بروکسل به کارزار تروریسم اقتصادی واشنگتن، نشانه باج‌دهی ذلیلانه عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی برای فرار از غضب کاخ سفید است.

به گزارش فردای خبر-  دور جدید هم‌گرایی ضدایرانی متحدان آمریکا با اقدام تحریک‌آمیز و غیرحرفه‌ای دولت کانادا آغاز شد. آنیتا آناند و فرانسوا-فیلیپ شامپاین، وزرای خارجه و دارایی کانادا، در بیانیه‌ای فرمایشی و سرشار از ادعا‌های دیکته‌شده، تهران را به اقدامات بی‌ثبات‌کننده در منطقه و تهدید امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز متهم کردند و رسماً اعلام کردند دوشادوش آمریکا در طرح تروریسم اقتصادی موسم به «عملیات طرد اقتصادی» قرار می‌گیرند. در این بیانیه با افتخار به کارنامه سیاه تحریم بیش از ۴۹۲ فرد و نهاد ایرانی استناد شد تا مشخص شود اتاوا تا چه اندازه در اجرای منویات ضدایرانی واشنگتن شتاب‌زده و مطیع عمل می‌کند.

این نمایشِ باج‌دهی، با موضع‌گیری تند، صریح و غیرتعارفی اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. بقائی با افشای تزلزل هویتی دولتمردان کانادا تأکید کرد: «درست در همان روزی که رئیس‌جمهور آمریکا با بی‌حرمتی به حاکمیت و استقلال کانادا، کل این کشور را به‌عنوان بخشی از قلمرو آمریکا نقاشی کرد، وزرای امور خارجه و دارایی کانادا تصمیم می‌گیرند باز هم در مسیر باج‌دهی به همسایه قلدر قدم بردارند؛ این بار از طریق لگدپراکنی به سمت ایران از طریق صدور بیانیه‌ای که سراسر تحریف واقعیت‌ها است.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی با به رخ کشیدن ماهیت عهدشکن آمریکا یادآور شد دولتی که خود می‌داند «امضا‌های آمریکا با مداد نوشته می‌شود»، با حمایت از تروریسم اقتصادی، نه خرد دیپلماتیک بلکه سردرگمی مفرط خود را نشان داده و زمینه را برای تجاوزات و باج‌خواهی‌های بعدی واشنگتن علیه خودش هموارتر ساخته است.

پروژه تبعیت کورکورانه با ورود فوری لندن شتاب گرفت. دولت انگلیس به ریاست اندی برنهام که نشان داده اشتیاق وصف‌ناپذیری برای عملگی نظامی و سیاسی آمریکا دارد و حتی برخلاف سلف خود اجازه استفاده ارتش آمریکا از پایگاه‌های این کشور جهت شرارت در منطقه را صادر کرده بود، به سرعت قانونی خصمانه تصویب کرد. این قانون، شریان‌های مالی ایران در انگلیس را هدف قرار داد، محدودیت‌های ترانزیتی سنگین وضع کرد، فرود هواپیما‌های غیرنظامی ایرانی را ممنوع ساخت و اختیارات راهزنی مدرن و تعرض به کشتی‌های تجاری ایران را به بهانه مهار برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای افزایش داد.

هم‌راستا با این اقدامات خصمانه، کمیسیون اروپا نیز در حاشیه نشست وزرای دارایی گروه ۲۰ در اشویل، در کنار وزیر خزانه‌داری آمریکا علناً از تشدید محاصره اقتصادی علیه تهران حمایت کرد. تروئیکای اروپایی با وقاحتی کم‌سابقه، اقدام به تدوین قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کرد تا پرونده هسته‌ای ایران را به شورای امنیت بکشاند؛ آن‌هم در حالی که قوانین حاکمیتی و داخلی خود اتحادیه، از جمله «اساسنامه انسداد» (Blocking Statute)، تبعیت شرکت‌های اروپایی از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا را صراحتاً نقض قانون می‌داند. اروپا قوانین و حاکمیت خود را زیر پا گذاشت تا لبخند رضایت کاخ سفید را بخرد.

کانادا؛ پذیرش داوطلبانه ذلت ایالت پنجاه‌ویکم برای فرار از غضب واشنگتن

کنشگری ضدایرانی اتاوا بیش از آنکه حاصل سیاست خارجی مستقل باشد، نمایانگر استیصال و بی‌ارادگی حکومتی است که کرامت ملی خود را در برابر قلدری آشکار همسایه جنوبی حراج کرده است. توهین‌ها و تحقیر‌های بی‌سابقه ترامپ علیه ارکان حاکمیت کانادا طی ماه‌های گذشته، ماهیت رابطه ارباب و رعیتی را به وضوح نشان داد. ترامپ با انتشار کاریکاتور‌های تمسخرآمیز از مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در صفحه اختصاصی خود، شکست مذاکرات تجاری را جشن گرفت و سپس با وضع تعرفه‌های بی‌رحمانه، اقتصاد این کشور را به لرزه درآورد. در اوج این دهن‌کجی، ترامپ با انتشار تصویری از نقشه آمریکای شمالی که سراسر جغرافیای کانادا را با پرچم ایالات متحده رنگ‌آمیزی کرده بود، رسماً اعلام کرد که برای تمامیت ارضی کانادا پشیزی ارزش قائل نیست و آن را حیاط خلوت و ایالت پنجاه‌ویکم آمریکا می‌داند.

واکنش ساختار سیاسی کانادا در برابر این تعرض بی‌سابقه به نماد‌های ملی‌اش، سکوت محض، تمکین و زانو زدن بود. سردمداران کانادا به جای ایستادگی و اعاده حیثیت از دست رفته، تصمیم گرفتند عقده‌های حقارت سیاسی خود را با صدور بیانیه‌های سفارشی علیه جمهوری اسلامی ایران خالی کنند.

این فرار به جلو و لگدپراکنی به سمت تهران، خامی مفرط اتاوا را اثبات می‌کند؛ آنها به اشتباه گمان کرده‌اند با خوش‌رقصی در جبهه تحریم اقتصادی ایران می‌توانند رضایت تاجرمسلکان واشنگتن را جلب کرده و از گزند تیغ تعرفه‌ها در امان بمانند. اما تاریخ روابط بین‌الملل همواره یک واقعیت را اثبات کرده است: هژمون‌های باج‌گیر در برابر تسلیم‌پذیری، نه پاداش، بلکه زنجیر‌های اسارت محکم‌تری را بر دست‌وپای سرسپردگان خود می‌زنند.

قاره بحران‌زده؛ سقوط اخلاقی اروپا و بدل شدن به سپر بلای ماجراجویی‌های آمریکا

سقوط آزاد استقلال راهبردی در اروپا نیز به نقطه اوج خود رسیده است. قاره‌ای که زمانی مدعی رهبری هنجاری جهان و مهد حقوق بین‌الملل بود، امروز تحت رهبری سیاستمدارانی ترسو و بی‌ابتکار، به زائده‌ای بی‌خاصیت در ساختار هژمونی آمریکا تبدیل شده است. اهانت‌های پی‌درپی ترامپ به سران قاره سبز، تمسخر ناتو، لفاظی پیرامون مالکیت بر گرینلند و نادیده گرفتن تمامیت ارضی دانمارک، و تهدید‌های تعرفه‌ای علیه صنایع کلیدی آلمان و فرانسه، بار‌ها نشان داده که واشنگتن کمترین ارزشی برای جایگاه این قاره قائل نیست؛ با این حال، سران اروپا ترجیح داده‌اند سر در برف فرو برده و مطیع بی‌چون‌وچرای دستورات ضدایرانی باشند.

ریشه اصلی این ذلت راهبردی، ورشکستگی امنیتی اروپا پس از جنگ اوکراین است. دولت‌های اروپایی که پیش از جنگ تجارتی بالغ بر ۳۷۰ میلیارد دلار با روسیه داشتند و ادعای قدرت نرم می‌کردند، با آغاز بحران دریافتند که بدون تدارکات و حمایت آمریکا حتی قادر به حفاظت از مرز‌های شرقی خود نیستند. توهم چند دهه‌ای «استقلال استراتژیک اروپا» و ایده شکل‌گیری «ارتش مستقل اروپایی» که پاریس همواره بر آن می‌دمید، به‌طور کامل بر باد رفت و قاره سبز اسیر وابستگی همه‌جانبه به ماشین جنگی آمریکا شد.

این درماندگی ژئوپلیتیک با افتضاحات دیگر در سیاست خارجی اروپا تکمیل شد؛ از دست دادن نفوذ سنتی در آفریقا و برچیده شدن پایگاه‌های نظامی فرانسه و از سوی دیگر، حمایت کورکورانه از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در غزه، آخرین بقایای قدرت نرم و نقاب میانجی‌گری اروپا را در غرب آسیا نابود کرد. امروز اروپایی‌ها برای جلب ترحم آمریکا در پرونده اوکراین، سیاست خارجی خود را در قبال غرب آسیا به عنوان گروگان به کاخ سفید واگذار کرده‌اند.

تبدیل خاک و پایگاه‌های نظامی اروپا – نظیر ثبت صد‌ها پرواز پشتیبانی از پایگاه‌های ایتالیا و همراهی اطلاعاتی لندن – به سکوی تجاوزات نظامی آمریکا، و همچنین نقض علنی قوانین داخلی خود برای توقیف منافع اقتصادی ایران، اثبات کرد که نهادهایی، چون اتحادیه اروپا تهی از هرگونه عاملیت سیاسی مستقل هستند. اقدام تروئیکای اروپایی در تشدید تحریم‌ها و تلاش برای فعال‌سازی پرونده‌سازی در شورای امنیت، نه از سر قدرت، بلکه تقلایی رقت‌انگیز برای فرار از انزوای کامل بین‌المللی است؛ رویکردی که تاوان آن را نه تهران، بلکه ملت‌های اروپایی با از دست دادن امنیت انرژی و تعمیق بحران‌های اقتصادی خواهند پرداخت.

شکست حتمی قمار وابستگان

پیوستن شتابان کانادا، بریتانیا و اتحادیه اروپا به پروژه تروریسم اقتصادی کاخ سفید، نمایانگر حقیقت تلخ نظام غرب است؛ جایی که حاکمیت ملی و منافع حیاتی ملت‌ها در مسلخ دیکته‌های واشنگتن ذبح می‌شود. این دست‌اندازی‌های خصمانه علیه اقتصاد و پیشرفت مردم ایران، نه نشانه تسلط راهبردی، بلکه سندی آشکار از ناتوانی پایتخت‌های غربی در برابر سلطه‌طلبی آشکار ترامپ است.

جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که با اتکا به ظرفیت‌های درونی، قدرت ژئوپلیتیک و اراده پایدار در حفاظت از کریدور‌های حیاتی خود، میدان را برای چنین پادو‌هایی خالی نخواهد کرد. تاریخ نشان خواهد داد سرنوشت کشور‌هایی که استقلال خود را پای رضایت یک قلدر عهدشکن معامله می‌کنند، چیزی جز تعمیق باج‌خواهی، تحقیر مضاعف و شکست حتمی راهبردی نخواهد بود.

https://fardayekhabar.ir/ovpf8v
اشتراک گذاری:

تبادل نظر (0)

در حال بارگذاری نظرات...

ثبت نظر جدید