۴۶ سال پس از دکترین کارتر

پنتاگون در حال بررسی وضعیت آینده پایگاههای بزرگ آمریکا در خلیج فارس است که آسیبپذیری آنها در برابر موشکها و پهپادهای ایران آشکار شد.
به گزارش فردای خبر- فایننشالتایمز گزارش داد در محافل نظامی آمریکا این پرسش جدی مطرح شده که آیا بازسازی پایگاههای بزرگ واشنگتن در خلیج فارس به شکل سابق اساساً منطقی است یا نه. برآورد هزینه بازسازی تأسیسات آسیبدیده به حدود ۵میلیارد دلار رسیده و گزینههایی مانند پراکنده کردن نیروها، استفاده از پایگاههای کوچکتر و انتقال بخشی از ظرفیتها به نقاط دورتر در دست بررسی است.
بازدارندگی که خودش به هدف تبدیل شد
اهمیت این بحث از خسارت چند پایگاه فراتر میرود. پایگاههای آمریکا در قطر، بحرین، کویت و دیگر کشورهای خلیج فارس اساساً برای آن ساخته شدند که حضور دائمی واشنگتن، هزینه اقدام علیه متحدانش را افزایش دهد. مؤسسه خاورمیانه نیز در ارزیابی چند ماه پیش خود نوشته بود این تأسیسات برای دههها بهعنوان نماد تضمین امنیتی آمریکا دیده میشدند، اما جنگ اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا آنها در یک نبرد مستقیم با ایران، خود به اهدافی ثابت و پرارزش تبدیل نمیشوند.
این تحول برای ارزیابی نتیجه جنگ اهمیت دارد. آمریکا همچنان برتری نظامی گستردهای دارد، اما ایران توانسته بخشی از هزینه جنگ را به همان زیرساختی منتقل کند که قرار بود برتری آمریکا را در منطقه تثبیت کند.
تبدیل ۴۶ سال پس از «دکترین کارتر»
ریشه این معماری به ژانویه ۱۹۸۰ بازمیگردد. جیمی کارتر پس از انقلاب اسلامی ایران و ورود شوروی به افغانستان اعلام کرد هر گونه تلاش یک قدرت خارجی برای کنترل منطقه خلیج فارس تعرض به «منافع حیاتی» آمریکا تلقی خواهد شد و واشنگتن در صورت ضرورت با نیروی نظامی پاسخ میدهد.
اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد این سیاست با تقویت حضور دریایی و ایجاد دسترسی به تأسیسات هوایی و دریایی منطقه همراه شد و مبنایی برای گسترش تدریجی حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس فراهم کرد.
اکنون، نزدیک به نیم قرن بعد، جنگ با ایران یکی از مفروضات همان معماری را به چالش کشیده است. حضور نزدیک همچنان قدرت واکنش آمریکا را بالا میبرد؛ اما افزایش برد و دقت موشکها و پهپادهای ایران، هزینه تمرکز نیرو در چند مجموعه عظیم را نیز بیشتر کرده است.
فرسایش فقط به معنای تحمل نیست
این وضعیت با ارزیابی چتمهاوس از روند جنگ نیز همخوان است. این اندیشکده در تحلیل خود از «فرسایش راهبردی» نوشته بود ایران در طول جنگ صرفاً برای حفظ داراییهای نظامی نجنگیده و در پاسخ به مراحل مختلف درگیری، شیوه عملیات خود را تغییر داده است. به تعبیر این تحلیل، نشانههای موجود با تصور جنگی کوتاه و یکطرفه سازگار نیست و بیشتر از سازگاری برای یک رویارویی طولانی حکایت دارد.