روایتی از چوپان دروغ‌گویی که حرف‌هایش دیگر خریدار ندارد

روایتی از چوپان دروغ‌گویی که حرف‌هایش دیگر خریدار ندارد
۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۷
کد خبر: ۱۳۱۲۷

مسئله این نیست که ایران در برابر تهدید‌های آمریکا عقب‌نشینی نکرده؛ مشکل اصلی آن است که تهران به‌تدریج الگوی تصمیم‌گیری ترامپ را شناسایی کرده است.

به گزارش فردای خبر- در میانه جنگی که اکنون ماه‌هاست میان ایران و آمریکا ادامه دارد، یکی از مهم‌ترین تغییرات در معادله رویارویی دو کشور، تغییر برداشت تهران از تهدید‌های واشنگتن است؛ تغییری که به‌نظر می‌رسد محاسبات دولت دونالد ترامپ را با چالش جدی مواجه کرده است.

مجله آمریکایی آتلانتیک در گزارشی درباره جنگ ایران و آمریکا، به این موضوع پرداخته و می‌نویسد تهران در ماه‌های اخیر بار‌ها تهدید‌های ترامپ برای تشدید حملات را جدی نگرفته و در مواردی با تشخیص فاصله میان «تهدید» و «توانایی یا اراده برای اجرای تهدید»، ابتکار عمل را در میدان حفظ کرده است.

بر اساس این گزارش‌ها، مسئله فقط این نیست که ایران در برابر تهدید‌های آمریکا عقب‌نشینی نکرده است؛ بلکه مشکل اصلی واشنگتن آن است که تهران به‌تدریج الگوی تصمیم‌گیری دولت ترامپ را شناسایی کرده است. به بیان دیگر، هر بار که رئیس‌جمهور آمریکا از گزینه تشدید جنگ سخن می‌گوید، تهران علاوه بر محتوای تهدید، هزینه‌ها، محدودیت‌ها و موانعی را که در پشت آن قرار دارد نیز محاسبه می‌کند.

آتلانتیک می‌نویسد ترامپ بار‌ها تهدید به تشدید جنگ کرده، اما در نهایت ایران توانسته است این تهدید‌ها را به چالش بکشد. رئیس‌جمهور آمریکا اکنون با محدودیت‌هایی روبه‌روست که در ابتدای جنگ تصور نمی‌کرد وجود داشته باشند؛ از افزایش تلفات نیرو‌های آمریکایی و کاهش ذخایر تسلیحاتی گرفته تا افزایش قیمت انرژی و نگرانی از گسترش جنگ در منطقه.

ایران بلوف ترامپ را خوانده است؛ وقتی تهدید‌های واشنگتن دیگر تهران را وادار به عقب‌نشینی نمی‌کند

تهدید‌هایی که دیگر اثر سابق را ندارند

ترامپ از ابتدای بحران تلاش کرده است با استفاده از فشار حداکثری، تهدید نظامی و تعیین ضرب‌الاجل، ایران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند. این رویکرد بر یک فرض اساسی استوار بود: افزایش فشار نظامی در نهایت تهران را به این نتیجه می‌رساند که ادامه مقاومت هزینه‌ای غیرقابل تحمل دارد؛ اما آن چه در میدان رخ داده، با این محاسبه اولیه تفاوت داشته است.

یکی از خطا‌های اساسی دولت آمریکا، ناتوانی در درک اولویت‌ها و انگیزه‌های تهران و میزان فشاری است که ایران حاضر است برای حفظ اهداف خود تحمل کند. واشنگتن بار‌ها تصور کرده است که اقدامات آمریکا تعیین‌کننده روند جنگ خواهد بود و ایران صرفاً واکنش نشان خواهد داد؛ در حالی که تهران در بسیاری از مقاطع خود ابتکار عمل را به دست گرفته است.

این مسئله از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. در یک جنگ، صرف در اختیار داشتن تسلیحات بیشتر الزاماً به معنای در اختیار داشتن ابتکار عمل نیست. ابتکار زمانی در دست یک طرف است که بتواند طرف مقابل را وادار کند بر اساس اقدامات او تصمیم بگیرد. چنین وضعیتی به‌تدریج برای دولت ترامپ شکل گرفته است؛ یعنی واشنگتن تهدید می‌کند، اما تهران به‌جای تسلیم شدن، ابتدا هزینه احتمالی اجرای تهدید را ارزیابی کرده و سپس پاسخ خود را طراحی می‌کند.

ایران بلوف ترامپ را خوانده است؛ وقتی تهدید‌های واشنگتن دیگر تهران را وادار به عقب‌نشینی نمی‌کند

چرا ترامپ هر بار عقب‌نشینی می‌کند؟

در نشست اخیر مقامات ارشد دولت ترامپ، گزینه حمله سنگین‌تر به ایران بررسی شد، اما در نهایت تصمیم بر آن شد که چنین حمله‌ای انجام نشود. یکی از نگرانی‌های مهم مقامات آمریکایی، کاهش خطرناک ذخایر موشک‌های رهگیر دفاعی مورد استفاده فرماندهی مرکزی آمریکا بود. همزمان نگرانی از گسترش جنگ، واکنش متحدان منطقه‌ای آمریکا و احتمال ایجاد بحران انرژی و مهاجرت نیز در تصمیم واشنگتن مؤثر بوده است؛ این همان نقطه‌ای است که مفهوم «بلوف و گنده‌گویی» در تحلیل رفتار ترامپ اهمیت پیدا می‌کند.

تهدید زمانی مؤثر است که طرف مقابل باور کند تهدیدکننده هم توانایی و هم اراده اجرای آن را دارد. اگر این باور از بین برود، تکرار تهدید‌های شدید ممکن است حتی نتیجه معکوس داشته باشد؛ زیرا طرف مقابل به‌جای عقب‌نشینی، تلاش می‌کند محدودیت‌های رقیب را شناسایی و از آنها استفاده کند.

به همین دلیل، هر تهدید جدید ترامپ می‌تواند به‌جای ایجاد بازدارندگی، به یک آزمون جدید برای سنجش اراده آمریکا تبدیل شود.

جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ صرفاً به دفاع در برابر حملات آمریکا اکتفا نکرده و در مقاطعی تلاش کرد معادله هزینه‌ها را برای واشنگتن تغییر دهد. یکی از محور‌های مهم این معادله، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که اهمیت آن فراتر از مرز‌های ایران و کشور‌های منطقه است و هرگونه اختلال جدی در آن می‌تواند بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.

آتلانتیک می‌نویسد مذاکرات میان تهران و واشنگتن درباره آینده تنگه هرمز نیز با اختلاف برداشت دو طرف روبه‌رو شده است. آمریکا برداشت متفاوتی از توافق‌های مربوط به کشتیرانی داشت و ایران نیز برداشت خود را از حقوق و اختیاراتش در این آبراه دنبال کرده و می‌کند.

ایران بلوف ترامپ را خوانده است؛ وقتی تهدید‌های واشنگتن دیگر تهران را وادار به عقب‌نشینی نمی‌کند

اشتباه محاسباتی واشنگتن

آمریکا پیش از آغاز جنگ، ایران را کشوری شکننده می‌دید که احتمال فروپاشی ساختار سیاسی آن پس از فشار نظامی و تحولات داخلی وجود دارد.حتی پس از شهید شدن رهبر عزیز جمهوری اسلامی در نخستین روز‌های جنگ، دولت آمریکا انتظار داشت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران به سرعت دچار فروپاشی شود. اما فقط چند ماه بعد، ساختار حاکمیتی ایران همچنان پابرجا مانده و تهران نشان داده است که توان تحمل فشار نظامی را دارد.

آمریکا در مقایسه با ایران از نظر حجم تجهیزات نظامی، هواپیماها، ناوها، ماهواره‌ها و سامانه‌های پشتیبانی، همچنان قدرت بسیار بزرگی محسوب می‌شود؛ اما جنگ طولانی‌مدت مسئله دیگری را مطرح می‌کند: میزان مصرف منابع در برابر سرعت جایگزینی آنها.

آتلانتیک نوشته که ذخایر تسلیحات آمریکا در حال کاهش است و همین مسئله یکی از محدودیت‌هایی بوده که در تصمیم‌گیری درباره تشدید حملات علیه ایران مورد توجه قرار گرفته است.

در چنین شرایطی، جنگ دیگر صرفاً نبرد میان دو مجموعه تسلیحات نیست؛ بلکه به مسابقه‌ای میان توان تولید، تأمین، لجستیک، دفاع هوایی، نیروی انسانی و توان اقتصادی تبدیل می‌شود. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، مزیت‌های اولیه طرفین نیز ممکن است تغییر کند.

ایران بلوف ترامپ را خوانده است؛ وقتی تهدید‌های واشنگتن دیگر تهران را وادار به عقب‌نشینی نمی‌کند

فشار اقتصادی؛ یک شمشیر دو لبه

واشنگتن در کنار فشار نظامی، بار دیگر به فشار اقتصادی و تحریم‌ها نیز تکیه کرده است. دولت ترامپ معتقد است تضعیف اقتصاد ایران می‌تواند در نهایت تهران را به پذیرش مذاکره وادار کند.اما این راهبرد نیز با یک مشکل اساسی مواجه است: فشار اقتصادی فقط بر ایران اثر نمی‌گذارد.

تهدید‌های تشدید جنگ و نااطمینانی درباره تنگه هرمز، قیمت نفت را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در مقطعی قیمت نفت برنت پس از اظهارات شدید ترامپ نزدیک به ۸ درصد افزایش یافت و برای مدتی از ۹۱ دلار در هر بشکه عبور کرد. این یعنی هرچه فشار آمریکا برای تسلیم ایران بیشتر شود، احتمال افزایش هزینه انرژی برای اقتصاد آمریکا و متحدانش نیز افزایش می‌یابد.

در نتیجه، جنگ به یک معادله پیچیده تبدیل شده است: آمریکا می‌خواهد با فشار اقتصادی ایران را تضعیف کند، اما استمرار بحران می‌تواند همزمان به اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا نیز آسیب وارد کند. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پیش است و افزایش قیمت بنزین و انرژی می‌تواند برای جمهوری‌خواهان هزینه سیاسی داشته باشد. به همین دلیل، برخی چهره‌های بانفوذ محافظه‌کار خواستار پایان سریع‌تر جنگ شده‌اند.

ایران بلوف ترامپ را خوانده است؛ وقتی تهدید‌های واشنگتن دیگر تهران را وادار به عقب‌نشینی نمی‌کند

در داخل حزب جمهوری‌خواه نیز نشانه‌هایی از فاصله گرفتن برخی اعضا از مواضع ترامپ درباره جنگ دیده می‌شود. برخی متحدان ترامپ معتقدند بهتر است رئیس‌جمهور نوعی پیروزی اعلام کند و از بحران خارج شود تا قیمت‌ها کاهش یابد و جنگ از صدر اخبار آمریکا کنار برود. بنابراین، ترامپ با یک معادله چندلایه مواجه است: اگر عقب‌نشینی کند، ممکن است این اقدام به‌عنوان شکست سیاسی تعبیر شود؛ اگر تشدید کند، خطر افزایش تلفات، هزینه اقتصادی و گسترش جنگ وجود دارد.

شواهد نشان می‌دهد مسئله اصلی امروز دولت ترامپ نه کمبود گزینه، بلکه دشواری تبدیل گزینه‌ها به نتیجه سیاسی است.آمریکا همچنان می‌تواند حملات نظامی انجام دهد، تحریم‌ها را افزایش دهد و فشار دیپلماتیک را تشدید کند؛ اما سؤال اصلی این است که هرکدام از این اقدامات چه نتیجه‌ای تولید خواهد کرد.

اگر حمله بیشتر باعث تسلیم جمهوری اسلامی ایران نشود، چه گزینه‌ای باقی می‌ماند؟ اگر تحریم‌ها نتواند تهران را وادار به پذیرش خواسته‌های واشنگتن کند، مرحله بعدی چیست؟ و اگر تهدید‌های بیشتر، بدون اجرای واقعی، تکرار شوند، آیا همچنان اثر بازدارنده خواهند داشت؟

نکته مهم امروز این است در چنین شرایطی، جنگ ایران و آمریکا دیگر فقط جنگ موشک‌ها و هواپیما‌ها نیست؛ جنگ اراده‌ها، محاسبات و زمان است. طرفی که بتواند هزینه‌های طرف مقابل را بیشتر و اراده سیاسی او را سریع‌تر فرسوده کند، می‌تواند حتی بدون برخورداری از برتری مطلق نظامی، ابتکار عمل را در اختیار بگیرد؛ واشنگتن برای پایان دادن به جنگ به دنبال راه خروج است، اما تهران می‌کوشد نشان دهد که تهدید‌های بیشتر الزاماً به معنای پیروزی بیشتر نیست. اگر این برداشت در محاسبات دو طرف تثبیت شود، مرحله بعدی جنگ نه الزاماً با یک حمله بزرگ‌تر، بلکه با نبردی پیچیده‌تر بر سر زمان، هزینه و اراده سیاسی تعیین خواهد شد.

 
 
https://fardayekhabar.ir/yxGsfj
اشتراک گذاری:

تبادل نظر (0)

در حال بارگذاری نظرات...

ثبت نظر جدید